Friday, July 18, 2008

کالچرال شوک برای سمینا

روز اول کلاس با یک کالسکه بچه وارد کلاس شد وتوضیح داد که دیشب دست پرستار بچش شکسته و حالا هیچ چاره ای ندارد جز اینکه با پسر یک سالش بیاد سر کلاس پسر بچه خوشگل توپولی داره که اول صبح ساکت و خاب آلود ولی بعد از 10 و 11 شروع میکرد به گریه و ورجه وورجه. این خانوم اهل فنلاند و دکترای جامعه شناسی دارد. روی جنبش های اجتماعی خصوصا روی جنبش های هم جنس گرا کار می کند. توی همون کلاس یک خانوم پاکستانی هم شرکت میکرد که اتفاقا حامله بود و احتمالا خیلی زن پیشرویی باشد که در این وضعیت به اروپا اومده تا ادامه تحصیل بده.
یک روز یک گفتگویی بین این دو خانوم بر قرار بود (دو همکلاسی ازدو فرهنگ متفاوت ) که واقعا دیدنی بود چون این دو خانوم احتمالا در دو انتهای دو طیف قرار دارند و کمترین شباهتی به هم ندارند
سمینا یک خانوم مومن و متدین پاکستانی است که به ارزشهای خودش کاملا اعتقاد داره
گفتگو این خانومها به فارسی
سمینا نگهداری از بچه تو این وضعیت سخته .چرا پدر بچه کمکت نمیکنه؟

ماریا پسر من اصلا پدر نداره داستانش یک کم متفاوته. پسرم دو تا مادر داره من از موسسه اهدای اسپرم اون را گرفتم
در اون لحظه سمینا خانم پاکستانی با دهان باز و چشمان از حدقه بیرون زده اون رو نگاه میکرد و سعی میکرد این جملات را حضم کنه
ماریا توضیح میداد که با دوست دخترش با هم نصمیم به بچه دار شدن گرفتند
سمینا در این لحظات هیچ علامتی حاکی از فهم این جملات بروز نمی داد و احتنالا در دل استغفرالله میگفت
ماریا واسه این که دو زاری کج سمینا بیفته یک دفعه گفت من گی هستم با هیچ مردی هم نخابیدم تا بچه دار بشم
خلاصه تماشای این صحنه خیلی خنده دار بود جای همگی شما دوستان هم خالی