Friday, April 6, 2007


نظام توتاليتر معماری خاص خود را دارد دائما
حضور و قدرت خود را به شهروندان يادآوری ميکند.مثال بارز آن بناهای ساخته شده در زمان موسيليني درمرکز رم است.بناهای ساخته شده در زمان رضا شاه نيز اينگونه است.ستون های مرتفع و مستحکم روبنای سنگی و...در کشورهای اسکانديناوی اما پارلمان يا بناهای دولتی ساختمانهای هستند متناسب با بافت مرکز شهر در کنار رستوران ها قهوه خانه ها و کتاب فروشی ها .محلی برای اجتماعات سياسی در نظر گرفته شده و توريستها و شهروندان ميتوانند بر روی نيمکت های برابر پارلمان استراحت کنند اما در نظام توتاليتر بنای دولتی بايد مورد مرقبت امنيتی قرار گيرد
شهروندان تهديد دائمي هستند و بايد فاصله بين شهروندان و ابنيه حفظ شود.همينطور بنا دست نيافتنی و دارای عظمت است مثلا مناره های مصلای تهران که هميشه ديده ميشود اما امکان استفاده و بازديد از
آن برای شهروندان وجود ندارد
جناب استاد مقاله شما مرا به ياد جمله کارل مارکس انداخت که هر آنچه سخت و استوار است دود ميشود و به هواميرود .مدرنيزاسيون شکل شهرها را تغير ميدهد و تقدس زدای ميکند و بزرگراه ها و آسمات خراشها در جهت افزايش کاربری شهرها ساخته ميشوند شهروندان و آسايش آنها در مرکز توجه اند نه دين و نه دولت. اما از آنحای که در ايران مدرنيزه شدن يا بازگشت به سنت متاثر از تحولات سياسی بوده و باری به هرجهت اقداماتی در کوتاه مدت و تحت مديريتهای گوناگون شکل گرفته خود بزرگراه مثلا از نجام کار کرد خود قاصر ميشود.اين بی برنامگی بعد از انقلاب شدت ميگيرد
يک بار که گذرتان به ابتدای اتوبان تهران به کرج افتاد دقت کنيد در يک سمت شهرک اکباتان و آپادانا قرار دارد ساختمانهای شکيل و منظم و در سمت مخالف ساختمانهايی که در دهه70 خورشيدی ساخته شده بی نظم کوتاه.بلند بدون هيچ فضای سبز و امکانات شهری نمونه ای از مديريت دوران سازندگی