Sunday, April 29, 2007

شرم کنيد آخه


Friday, April 27, 2007

تقديم به ريس جمهور با صداقت


رئيس جمهور ايران می گويد: "دشمنان می ‌خواهند عده ‌ای را با ظاهر نامناسب در جامعه راه بیندازند و پس از برخورد با آنها تبلیغ کنند که در ایران با جوانان برخورد می ‌شود و خمودی و یأس بین جوانان به

وجود بیاورند.

ريس جمهور با ذکاوت لطفا به دشمنان و بدخاهان يک دستی بزنيد و بدحجاب ها را دستگير نکنيد تا امکان تبليغ عليه شما صلب شود به عنوان يک جوان ايرانی اعلام ميکنم بيحجابی باعث شادی و شعف است نه خمودی و ياس
همين

Monday, April 23, 2007

مشاهدات تکان دهنده مادرم از ايران
کيف پول دختر خاله و زن عموم را دزد موتوری زده.گردن بند طلای عمه پدرم را هم زورگير تو خيابون زده و پير زن بيچاره را با مشت زدن.آمار بالای است نه؟
کامران دوست دايم رفته دعوا کرده و بخاطر 5 ميليون ديه 3 سال تو زندان مونده
پسر عموی مامانم
زنش حامله بوده دکتر تشخيص ميده بچه عقب افتادست بايد نوزاد را صقت کنند .بعد عمه خانومی مومنه خواب نما ميشه ميگه علی اومده بخابم اين بچه سالمه نگهش دارين .اونهام تحت تاثير قرار ميگيرند حالا بچه کور و عقب افتاده به دنيا اومده

Friday, April 20, 2007

يعقوب يادعلي، داستان‌نویس، حدود چهل روز است که به دلیل بخش‌هایی از رمانش «آداب بی‌قراری» و یکی دو دیالوگ از مجموعه‌داستان نخست‌اش «حالت‌ها در حیاط»، در یاسوج زندانی‌ست. اتهام او نشر اکاذیب، توهین و افتراست و دادگاه یاسوج، او را از ۲۴ اسفند ۸۵ (در تمام ایام نوروز تا اکنون) به شکل غیرقانونی بازداشت کرده است. این نخستین بار است که یک داستان‌نویس، به دلیل بخش‌هایی از «داستان‌های چاپ‌شده‌اش»، پیش از محاکمه، به «زندان» افتاده است. به دلیل شرایط خاصی که پرونده‌ی او دارد، امنیت «جانی» و روانی یعقوب یادعلی در زندان یاسوج به شدت در خطر است. دادگاه او تا کنون هیچ وثیقه و تضمینی را برای آزادی او را نپذیرفته، و با او به سان متهمی رفتار کرده که ممکن است تبانی کند یا آثار جرم را مخفی کند! خانواده‌ی او تا کنون توانسته‌اند با کمک دکتر صالح نیکبخت، وکیل، و با وساطت انجمن حمایت از حقوق زندانیان (عمادالدین باقی)، نامه‌ای را برای رئیس قوه‌ي قضاییه بفرستند و درخواست کنند که مطابق قانون، پرونده‌ی یعقوب یادعلی به تهران یا یکی از استان‌های هم‌جوار منتقل شود تا در فضایی امن و منطقی، به اتهامات او رسیدگی شود، ولی تا کنون نتیجه‌ای نگرفته‌اند.افزون بر مدعی‌العموم یاسوج، برخی مقام‌های محلی نیز اصرار بر پی‌گیری و مجازات یعقوب یادعلی دارند. خانواده‌ی یعقوب یادعلی و خود او فقط برای این که بتوانند حسن نیت خود را به دادگاه محلی نشان دهند تا آنان نیز در رفع و رجوع پرونده، یا تبدیل قرار بازداشت به آزادی با وثیقه، قدمی پیش بگذارند، از انتشار خبر بازداشت غیرقانونی او که از چهل روز هم گذشته، خودداری کرده‌اند؛ و اکنون، درخواست آنان، بی آن که بخواهند وارد موضوع اتهامات شوند، فقط این است که دادستان کل کشور، یا رئیس قوه‌ی قضاییه، یا وزارت اطلاعات در پایتخت، برای انتقال پرونده‌ی او به تهران یا استانی دیگر، پا پیش بگذارند؛ پیش از آن که خطری جانی متوجه او در زندان یاسوج شود، یا ماجرا به شکل یک هزینه‌ی سنگین بی‌مورد برای حکومت درآید.وضعیت سیاسی چند سال اخیر، متأسفانه به شکلی درآمده که حکومت ایران در رویارویی با هر مشکل داخلی بر اثر اشتباه و یا اقدام ظاهراً درستِ هر شخصی، بلافاصله به سقف بحران و هزینه می‌رسد. ماجرای آقاجری را که فراموش نکرده‌اید؟ یعقوب یادعلی داستان‌نویس است و دادگاه یاسوج و مقامات محلی این شهر، متوجه نیستند که با این کار و اصرار بر آن، ممکن است به سادگی هزینه‌ی سنگینی را بر سر یک موضوع ساده‌ی قضایی، متوجه حکومت کنند. اتهامات یعقوب یادعلی و نسبت‌شان با مستندات آن در متن دو کتاب، اگر در دادگاهی مثلاً در تهران بررسی شود، بیش‌تر مایه‌ی تعجبِ دادگاه خواهد شد تا تداوم بازداشت غیرقانونی او و تقاضای اشد مجازات، چنان‌که در کیفرخواست او آمده است! گویا مقامات قضایی محلی حتا در درک دقیق تفاوت مقاله با داستان و دیالوگ دچار مشکل‌اند و کلمه به کلمه‌ی داستان و دیالوگ‌ها را، عقاید شخصی یعقوب یادعلی دانسته‌اند!کتاب «حالت‌ها در حیاط» در سال ۷۶ با مجوز رسمی وزارت ارشاد منتشر شده و مطابق قانون، شکایت از آن با این اتهامات، موضوعیت قانونی ندارد و مشمول مرور زمان است. رمان «آداب بی‌قراری» نیز در سال ۸۳ و با مجوز رسمی وزارت ارشاد منتشر شد و جایزه‌ی بهترین رمان بنیاد گلشیری و رمان برگزیده‌ی جایزه‌ی یلدا را نیز گرفت. یعقوب یادعلی سی و شش ساله، نه فعال سیاسی‌ست، نه وابسته به هیچ حزب و انجمنی، و نه حتا منتقد و روزنامه‌نگار. او کارمند رسمی و باسابقه‌ی تلویزیون در مرکز یاسوج است و به گواهی جوایز، تایید مدیر مرکز و پرونده‌ی شغلی‌اش، بهترین نویسنده و کارگردان این مرکز است. او اهل یاسوج نیست، ولی سال‌هاست که به ضرورت شغلی، دور از خانواده‌اش که در اصفهان ساکن‌اند، موقتاً در یاسوج زندگی می‌کند. او حتا در عرصه‌ی ادبیات، با همه‌ی موفقیت و شهرت نسبی‌اش، به نویسنده‌ای بی‌حاشیه معروف است که نه در جلسات پرشمار ادبی شرکت می‌کند و نه تن به گفت‌وگوهای ادبی و غیرادبی می‌دهد.نوروز امسال را او به دلیل رمانش در زندان گذرانده و هنوز در زندان است، و تکرار می‌کنم، با توجه به شرایط خاصی که پرونده‌ی او دارد، امنیت «جانی» و روانی او از سوی غرض‌ورزانی که زمینه‌ی تشکیل پرونده برای او را فراهم کرده‌اند، به شدت در خطر است. امیدوارم مقام‌های قضایی و امنیتی پایتخت، به تقاضای یعقوب یادعلی و خانواده‌ی مضطرب و رنجیده‌ی او توجه کنند و خود به سرعت برای انتقال و سپس حل و فصل این پرونده، به شکلی آرام و بی‌هزینه، اقدام کنند. فردا دیرتر از امروز است؛ نگویید نگفتم. خواهش می‌کنم صدای دادخواهی و درخواستِ یعقوب یادعلی و خانواده‌اش را به گوش مقام‌های
قضایی و امنیتی برسانید
متن از وب يايت خابگرد .سيد رضا شکرللهی http://www.khabgard.com/.
اين متن بايد در تاريخ ثبت شود تا آيندگان بدانند شهروندان ايراني با چه اتهاماتي مواجه ميشدند
بخشی از پاسخ کيهان
در عكسي كه روزنامه اعتماد (مورخه 20/1/86) از حسن كريم زاده در كنار چهار كاريكاتوريست
ديگر چاپ كرد يك عامل صهيونيست حضور دارد. اين كاريكاتوريست كه به سبب خلق كاريكاتوري توهين آميز به مقام پيامبر اعظم (ص) در كلوپ انتشارات Denver، نشان و جايزه شجاعت سال 2006 را از «شبكه بين المللي حقوق كاريكاتوريست ها» دريافت كرد. اين نشان و جايزه به يازده كاريكاتوريست دانماركي كه در ميان آنان كاريكاتوريست هتاك به ساحت رسول اكرم (ص) حضور دارد هم اهداء شد. دو نشان شجاعت، به دو كاريكاتوريست ضد دين و هتاك.آيا آقاي كريم زاده طرح موهن كاريكاتوريستي را كه با او عكس يادگاري گرفته هم نديده اند؟! آيا از اعطاي نشان شجاعت به اين طراح الجزيره اي كه براي مطبوعات آژانس يهود طرح هاي زيادي زده است را نديده اند؟! آيا طراح لوگوي روزنامه «شرق» باز هم از حضور عناصر صهيونيست در كنار خود، از هم نفسي با آنان كه ناجوانمردانه پاك ترين بنده حضرت حق را مورد تعرض قرار داده اند، بي خبر است؟! آيا دكتر «روبرت راسل» آلماني و مدير اجرايي «شبكه (آمريكايي) بين المللي حمايت از حقوق كاريكاتوريست ها» را كه اتفاقا ديروز خبر احضار «مانا نيستاني» به مرجعي قضايي را منتشر كرد، دو روزنامه نگاري كه از فعالان لابي صهيونيسم به شمار مي روند، نمي شناسد؟!

Tuesday, April 17, 2007


"Ja, vi elsker", the Norwegian national anthem. This is the 2 verse version that is played every new years eve on norwegian television, at the end of his majesty's annual new years speech

اين نروژی ها سالی 2 يا 3 بار بيشتر سرود ملی را نميشنوند.

خوش به حال بچه هاشون من بدبخت 12 سال مدرسه هر روز اين سرود تخمی سر زد افق گوش کردم و خوندم حالا هم بيشتر از 2 تا 3
خطش يادم نيست راستی 1 مطلب ديگه در مورد سرود ملي. سرود ملي پاکستان به اردو نيست بلکه فارسی است.

يک کارگر اهل لاتويا دو روزه آمده تو باغچه و حيات ما مثل تراکتور کار ميکنه.1 درخت 8 متری را
با تبر خورد کرد بعد چمن ها را زد خلاصه ما کف کرديم از سرعت عملش
I am deep knee in Exams

Sunday, April 15, 2007


Norwegian-Somalian Kadra, who became famous in Norway for exposing imam support of female circumcision, was beaten unconscious on Thursday
پاسخی به حسين درخشان آدمی که زورکی ميخاد متفاوت باشه
تو خجالت نميکشي؟ زهرا کاظمی بخاطر عکاسی کشته شد .مجلس ششم اين را افشا کرد و نظام هيچ اقددامی نکرد يعنی عقلانيت يخ .
سيستم اطلاعاتی متشکل از يک سری آدم کون گشاد و زير کار در رو و بی حد خايمال مثل بقيه کارمندان ادارات دولتی است .حالا تو چرا تقديسشون می کني؟ خوب نابغه اگر رامين جهانبگلو مثلا گناهکار بود چرا ولش کردن؟
جمهوری اسلامی بارها به اشتباه شهروندان ايرانی را مجازات که هيچ شکنجه کرده
يک ذره شرافت چيز خوبی ولله. ميخوای برگردی ايران که دليل نميشه علی فرحبخش را بيدليل محکوم کنی

Saturday, April 14, 2007

گفت و گو با آرشام پارسی دبیر کل سازمان دگر باشان ایرانی در کانادا
هم جنس گرایان پناهجوی ایرانی در ترکیه چه می‌کنند؟
فریبا صحراییtoronto@radiozamaneh.com
با افزایش روند خروج هم جنس گرایان و دو جنس گرایان ایرانی از کشور، آنها در کشور ترکیه با شرایط دشوار زندگی دست و پنجه نرم می کنند و ماهها برای گرفتن پناهندگی از کشورهای خارجی
فایل صوتی را اینجا» بشنوید

Friday, April 13, 2007

نوحه من اولا برای دل تنگ خودم است


حاج داود کريمی غريب مرد
امروز 3 يا 4 سالي از فوتش ميگذره اما از بزرگ مرد بايد وقت و بي وقت ياد کرد سرداری که مقام نخاست و ترجيح داد به گوشه کارگاهش برگرد و بين مردمش باشه تا آخرين دم
خدايش بيامرزد

Monday, April 9, 2007

Rosie O'Donnell


اين خانم ميفرمايند
يک خاور ميانه اي انقدر در آمرياکا ديو شده

( Demonized)

تبدیل به دیو یا روح خبیث کردن) و برای خيلی ها باور کردنی نيست که ايران( جمهوری اسلامي) ميتواند اصلا کار اخلاقی و درست انجام دهد .آنها ديهمنيزه شده اند(غير انسان)آنها دشمن هستند نه مردم عادی
تاثير رسانه های آمريکا وحشت ناک است ما بايد از کشورماون بريم بيرون تا واقعيت را بفهميم
اين واقعيت ساده را هموطنان خودمون نميتونن درک کنند اونها (مخالفان.اپزيسيون)
جمهوری اسلامی را مثل ديو ميبينند پاسدار ها و بسيجی ها را نه به عنوان هم شهری بلکه مثل دشمن در نظر ميگيرند
درد بلای تو کپل اسمارت بخوره تو سر هر چی بلند خنگ


Rosie O'Donnell speaks out on Iran and 9/11 (3/29/07)

Friday, April 6, 2007


نظام توتاليتر معماری خاص خود را دارد دائما
حضور و قدرت خود را به شهروندان يادآوری ميکند.مثال بارز آن بناهای ساخته شده در زمان موسيليني درمرکز رم است.بناهای ساخته شده در زمان رضا شاه نيز اينگونه است.ستون های مرتفع و مستحکم روبنای سنگی و...در کشورهای اسکانديناوی اما پارلمان يا بناهای دولتی ساختمانهای هستند متناسب با بافت مرکز شهر در کنار رستوران ها قهوه خانه ها و کتاب فروشی ها .محلی برای اجتماعات سياسی در نظر گرفته شده و توريستها و شهروندان ميتوانند بر روی نيمکت های برابر پارلمان استراحت کنند اما در نظام توتاليتر بنای دولتی بايد مورد مرقبت امنيتی قرار گيرد
شهروندان تهديد دائمي هستند و بايد فاصله بين شهروندان و ابنيه حفظ شود.همينطور بنا دست نيافتنی و دارای عظمت است مثلا مناره های مصلای تهران که هميشه ديده ميشود اما امکان استفاده و بازديد از
آن برای شهروندان وجود ندارد
جناب استاد مقاله شما مرا به ياد جمله کارل مارکس انداخت که هر آنچه سخت و استوار است دود ميشود و به هواميرود .مدرنيزاسيون شکل شهرها را تغير ميدهد و تقدس زدای ميکند و بزرگراه ها و آسمات خراشها در جهت افزايش کاربری شهرها ساخته ميشوند شهروندان و آسايش آنها در مرکز توجه اند نه دين و نه دولت. اما از آنحای که در ايران مدرنيزه شدن يا بازگشت به سنت متاثر از تحولات سياسی بوده و باری به هرجهت اقداماتی در کوتاه مدت و تحت مديريتهای گوناگون شکل گرفته خود بزرگراه مثلا از نجام کار کرد خود قاصر ميشود.اين بی برنامگی بعد از انقلاب شدت ميگيرد
يک بار که گذرتان به ابتدای اتوبان تهران به کرج افتاد دقت کنيد در يک سمت شهرک اکباتان و آپادانا قرار دارد ساختمانهای شکيل و منظم و در سمت مخالف ساختمانهايی که در دهه70 خورشيدی ساخته شده بی نظم کوتاه.بلند بدون هيچ فضای سبز و امکانات شهری نمونه ای از مديريت دوران سازندگی

Thursday, April 5, 2007

Hilarious Video TDS Iran-Hostage-Crisis
من دل پری دارم از سالهای جنگ من از جنگ متنفرم.از فرهنگ
شهادت هم که فرد را تنزل ميده به
وسيله .وسيله حفظ اسلام يا وطن يا شادی امام.
مردان شجاع و جان بر کف برای من
بچه های ساده و احساساتی ده 60 اند

Wednesday, April 4, 2007







¤ قبل از پايان سال 85 در مدرسه پسرم جشني برگزار كردند كه طي آن دانش آموزان مجبور بودند كه


ژل به موهاي خود بمالند. بنده به اين موضوع اعتراض كردم، اما مدير مدرسه هيچ پاسخي به اعتراضم نداد. مي خواستم بدانم آموزش و پرورش چه پاسخي براي چنين كارهايي دارد؟

پاسخ من به اين مادر گرامی تو خوار اون بچه و اون مدير مدرسه را تا اينجای کار گايدی پی گيری
کنی خار وزير را هم خاهی گايد واسه استفاده از
ژل

Iranians release British sailors
Iranian President Mahmoud Ahmadinejad says 15 British naval personnel captured in the Gulf will be freed immediately as a "gift to the British people".
تو اين مدت تحليلهای زياددی در مورد دستگيری ملوانان انگليسی خاندم بنظرم بهترينشان مصاحبه
مسعود بهنود با راديو زمانه
از اینجا بشنوید
ABC News Exclusive: The Secret War Against Iran
A Pakistani tribal militant group responsible for a series of deadly guerrilla raids inside Iran has been secretly encouraged and advised by American officials since 2005, U.S. and Pakistani intelligence sources tell ABC News.
حاجی واشنگتن

Tuesday, April 3, 2007

عبدالمالک ریگی


الپر به نکته مهمی اشاره کرده خصوصا که يک ترريست را رهبر جدید جنبش مقاومت مردمی ایران
خانده اند.بنظرم يک نفر بايد پا پيش بگذارد و يک نامه جمعی به صدای آمريکا بنويسيم
حتما اين مصاحبه با حمايت تيم پير و کم سواد صدای آمريکا و خصوصا 1 بيسوادی مثل احمدرضا
بهارلو انجام شده.حتما بايد پيگيری کرد و از تکرار اين ماجراها جلوگيری کرد
.VOA ,عبدالمالک ریگی , آقاي الپر!

Sunday, April 1, 2007

تجمع در مقابل سفارت بریتانیا در تهران
در جريان تجمع مقابل سفارت بريتانيا در تهران انفجارهای کوچکی داخل مجتمع اين سفارتخانه رخ داد
لطفا يک نفر برای من توضيح بده اينها به چه چيز معترضند؟